تبليغاتX
اسیر دام عشق
ماجرای شهید زینل انصار چهارشنبه نهم آذر 1390 15:25
 

ساخت فیلم زندگی سردار شهید زینل انصار از شهدای جنگ تحمیلی،به سفارش نیروی دریایی سپاه ناحیه بوشهر آغاز شد این فیلم که در چندین منطقه از جمله شهر اسیر در شهرستان مهر(زادگاه شهید)شهر سیراف(ادامه زندگی پدرش)و بوشهر فیلم برداری می شود زندگی آن زنده یاد را به تصویر می کشد.در این فیلم مصاحبه هایی با هم رزمان و همسنگران شهید صورت میگرد که جذابیت خاصی به مستند داده است. شهید انصار جزء خیل شهدای ایثارگر شهر اسیر محسوب می شود وی در سال 1343 در اسير درخانواده اي مذهبي و عاشق ولايت ديده به جهان گشود .در کودکي همراه خانواده به مجالس مذهبي ميرفت .و ازهمان زمان عشق حسين ( ع ) بر جريده ي قلبش نقش بست .در هفتمين بهار زندگي قدم به عرصه علم و دانش نهاد و تا دوره ي راهنمايي ادامه تحصيل داد. در سالهاي سرنوشت سازپيروزي انقلاب ،به پيروي از امام خويش در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت کردو پس از انقلاب نيز همواره راه امام وفادارماند .با هجوم دشمن به مرزهاي ميهن اسلامي،خلعت سبز پاسداري بر تن کرد ووارد سپاه بندر عسلويه شد . پس از طي آموزشهاي عقيدتي ونظامي بارها به ميادين جنگ رفت وبا دشمن پيکار کرد . سر انجام در عمليات کربلاي 3 در نزديکي اسکله هاي البکر والاميه ، روح بلندش به آسمان پر کشيد وجاودانه شد. و پس از مدت ها دوری از دیار خوددر گلزار شهدای شهر اسیر مدفون است. شهید انصار در عملیات رمضان،بدر و والفجر هشت شرکت فعال داشت و سر انجام در مورخه11/06/65در یکی از استثنایی عملیات دریایی سپاه موسوم به کربلای سه در نزدیکی اسکله الامیه در اثر اصابت گلوله آرپی جی در سن22سالگی به شهادت رسید.ضمنا در شهر سیراف کوچه ای که خانه ای پدری آن زنده یاد در آن قرار دارد توسط شهرداری سیراف بنام آن شهید مزین گردیده است.
فرازی از  وصیت نامه شهید
آری امام عزیز آنقدر باید در این سنگر ها بمانم که بر بدنم گل مقاومت بروید. حالا که موفق شدم به لطف خداوند وجود نالایقم را در بین یاوران اسلام ،قرآن و کربلای مکرر تاریخ قرار دهم ،خدا را سپاس می گویم و از او می خواهم که اخلاص را با من عجین گرداند. خدایا، تو گواهی که هدف در این جنگ اعتلای کلمه ی حق و نابودی ستمگران است.

نوشته شده توسط اکبر اجرایی  | لینک ثابت |

پدر و مادر چهار شهيد چهارشنبه هجدهم آبان 1390 16:4
نوري

عكس سمت چپ بالا مزار پدر و مادر برادران شهيد نوري است پدر و مادر چهار شهيدي كه عاشقانه و سخاوتمندانه چهار فرزند دلبندشان و ميوه دلشان كه هر چهار نفر نيز متاهل و از فرماندهان و رزمندگان دلير بسيج و سپاه بودند را به جبهه ها فرستادند تا جان و تمام هستي شان را در راه رضاي خدا و دفاع از اسلام و ايران فدا كنند،اين پدر و مادر صبور و فداكار خود نيز همگام با فرزندانشان در پشت جبهه ها به ترغيب و تشويق مردم به كمك رساني و حضور آگاهانه در سنگرهاي دفاع از اسلام مشغول بوده و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نمي كردند هنوز مردم شهر اسير گامهاي استوار و چهر متبسم مرحوم حاج ميرزا(شاهرخ)نوري را به خوبي به ياد دارند كه در كوچه ها و خانه به خانه براي رزمنگان اسلام كمك هاي نقدي و غير نقدي جمع آوري مي كرد و خود نيز در اين راه پيشقدم بوده و بيشترين كمك ها را تقديم مي كرد.
اولين شهيد خانواده شهيد حاج حسين نوري است شهيدي كه در عمليات رمضان در سال ۱۳۶۱ به درجه شهادت رسيد وي در حالیکه برادرانش نيز در جبهه بودند، همراه سردار شهيد غلام زارعی، راهی جبهه هاي جنوب شد. و در ماه مبارك رمضان در شلمچه راه سرخ شهادت را گشود و به معبود رسید.
دومين شهيد حاج علي است كه در تير ماه 1362 با پذيرفتن مسئوليت فرماندهي گردان دوم لشگر 33 المهدي (عج) براي شركت در عمليات «والفجر2» در سرزمينهاي سر به فلك كشيده «حاج عمران» به صفوف سپاه اسلام پيوست. سرانجام روح سراسر اشتياق اين پرنده‌ عاشق و سبك بال در تاريخ 26/4/1362 برفراز بلندترين قله‌هاي افتخار، آزاد شد و به پرواز آمد و امروز 3 فرزند دخترش و همه دختران ايراني قصه آزادي مردي از «اسير» را آزادانه مي‌سرايند كه در جوار ۳ برادر ديگرش در گلزار شهداي آن ديار(دارالشهيد) عاشقانه آرميده است،هنوز طنين دلنشين دعاي كميل و آواي عارفانه و دل انگيز مداحي هاي او در ياد و اذهان دوستان و همشهريانش به گوش مي رسد و ياد و خاطره او و برادران شهيدش تا ابد در دلهاي عاشقان باقي است
سومين شهيد خانواده شهيد حاج محمد بعد از پيروزي انقلاب خدمت نيمه‌تمام سربازي خود را با گذراندن 6 ماه دوره احتياط به پايان رساند و به عضويت سپاه پاسداران عسلويه درآمد در همين دوران بود که با همسري فداکار عهد آغاز زندگي مشترك بست که حاصل اين پيوند مبارک 3 فرزند(دو دختر و يك پسر) مي‌باشد. با شروع جنگ تحميلي شهيد حاج محمد  بعد از شهادت برادران  عزيزش حاج حسين و حاج علي به عشق دنيا و محبت پدرانه پشت پا زد و عاشقانه براي اجراي فرمان پيرو و مقتدايش حضرت امام (ره) سلاح فرو افتاده برادران  شهيدش را به دوش کشيد و راهي جبهه‌هاي نور شد و در عمليات طريق‌القدس هدف اصابت تير دشمن قرار گرفت اما با وجود مجروحيت شديد دوباره به جبهه‌هاي نبرد بازگشت و عمليات‌هاي فتح‌المبين، بيت‌المقدس، والفجر8 و کربلاي 3 عرصه دلاوريهاي اين سردار اسلام به عنوان فرمانده گردان بود، خبر شهادت دومين شهيد خانواده سردار شهيد حاج علي نوري نيز خللي بر اراده پولادين او وارد نکرد و سرانجام در جريان عمليات کربلاي 4 در ديماه سال 1365به عنوان فرمانده گردان اباالفضل(ع) ازناو تيپ 13 حضرت اميرالمؤمنين(ع) در محور ام‌الرصاص بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسيد و مدتي بعد و  در حاليکه خانواده شان  داغدار شهادت چهارمين شهيد خود حاج غلام نوري بودند جسد مطهر وي به آغوش خانواده بازگشت
آخرين شهيد خانواده شهيد حاج غلام بو او با آغاز جنگ تحمیلی،همراه با پدر بزرگوارش ابتدا در پایگاه‌های مقاومت به جمع‌آوری کمک برای جبهه ها مشغول شد و سپس همدوش با دیگر برادران دلاورش، راهی مناطق غرب و جنوب کشور گردید. بیش از شش سال در میدان‌های جنگ با دشمن زبون پیکار کرد. با آنکه سه برادر فداکارش شربت شهادت نوشیدند و مادر صبور و دلسوخته‌اش به رحمت ایزدی پیوست، هرگز دست از جهاد نکشید و بارها در راه اسلام مجروح شد و در جبهه‌ی غرب، براثر بمباران شیمیایی، به سختی مصدوم گردید. سرانجام براثر مصدومیت، در یکی از بیمارستان‌های تهران در تاریخ ۲۷/۶/۱۳۶۶ در سن ۳۳ سالگی به لقاء پروردگار نایل آمد.از شهيد حاج غلام نيز يك فرزند دختر به يادگار مانده است.
.روحشان شاد و يادشان پر رهرو باد.

نوشته شده توسط اکبر اجرایی  | لینک ثابت |